الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
126
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)
امام عليه السلام فرمود : « خداوندا تو را سپاس كه ما را از جمله كسانى قرار دادى كه به حق تو را مىستايند ! تو به او چه گفتى ؟ » مىگويد : گفتم : به من مهلت بده تا در آن باره فكر كنم ! فرمود : « خوب كارى كردهاى ! » . « 1 » 29 - از داوودبن اسود مسؤول سوخت رسانى حمام ابومحمّد عليه السلام نقل كرده است ، مىگويد : سرورم ابومحمّد عليه السلام مرا خواست و چوبى به من داد كه گويى پاشنهء درى است به اندازهء كف دست ، گرد و دراز ، فرمود : « اين چوب را نزد عمرى ببر ! » رفتم ، قسمتى از راه را رفته بودم ، با سقايى كه استرى بهمراه داشت برخورد كردم ، استر مرا در تنگنا قرار داد سقاء فرياد برآورد : مواظب استر باش ! پس چوبى كه همراه من بود ، افتاد ، من هم برداشتم و با همان چوب استر را زدم ، چوب شكافت به جاى شكستن نگاه كردم ديدم نامههايى است پس شتافتم چوب را دوباره به آستينم باز گرداندم ، آن سقاء مرا صدا مىزد و مرا و صاحب مرا دشنام مىداد ! چون در برگشتن نزديك سرا رسيدم عيساى خادم جلوى در دومى پيشواز من آمد ، گفت : مولايم كه خداوند عزّتش دهد ! به تو مىفرمايد : « چرا آن استر را زدى و پايهء در را شكاندى ! » . گفتم : سرورم ! نمىدانستم كه در پايهء در چه هست ! فرمود : « چرا نياز به انجام عملى يا بى كه نياز به عذرخواهى داشته باشى ؟ و زنهار كه پس از اين چنين رفتار كنى . و هر وقت شنيدى كسى ما را دشنام مىدهد تو همان راهى را كه مأمورى برو و مبادا به كسى كه ما را دشنام مىدهد پاسخ دهى و يا اينكه بداند تو كيستى ، چرا كه من در شهر بدى هستم و تو
--> ( 1 ) - مناقب : 2 / 461 .